X
تبلیغات
ایه هــــــای بــــــــارونی


قدر چشم های تو را هیچ کس ندانست جز عاشقت


اما خوب میدونم که این عشق هرگز نبوده لایقت


ترسم از روزیست که می خواهی کنی ترک مرا


دست بیداد فلک موجی زند بر قایقت



تاريخ : سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 | 14:20 | نویسنده : سامی |

میترسم از این فکری که پُرشد

از این سکوت و تنهایی و درد

کاش بعد یک عمر عادت به این درد

این زخم کهنه سر وا نمی کرد

این کوله بار تنهاییا که سنگینی کرده باز روی شونم

باز با خیالت تاوقتی زنــــــدم رو دوش خستم هی می کشونم


تاريخ : یکشنبه هفدهم فروردین 1393 | 21:47 | نویسنده : سامی |


گریه کردم گریه هم این بار آرامم نکرد


هر چه کردم - هر چه - آه انگار آرامم نکرد


روستا از چشم من افتاد، دیگر مثل قبل


گرمی آغوش شالیزار آرامم نکرد


خواستم دیگر فراموشت کنم اما نشد


خواستم اما نشد، این کار آرامم نکرد


عشق و شعر و دفتر و خودکار آرامم نکرد


انگار شدنی نیست .....لامسب نیست 




تاريخ : چهارشنبه ششم فروردین 1393 | 21:52 | نویسنده : سامی |

عشق یا جنون؟


دوباره دیدمش. با اینکه نگاهش نمی کردم

اما انگار زل زده بودم بهش

 انگار نه انگار که مثلا" فراموشش کردم

یکسال تموم ندیدمش تا بلکه اینبار از ذهنم محو بشه، ولی نشد

 لعنتی.بیش از ۴سال، سالهایی براستی جهنمی گذشته

 نمی دونم اصلا" دوست داشتنش چه فایده ای داره،

وقتی وصول امکانپذیر نیست، عشق چه معنی ای داره؟

همان نبرد همیشگی عقل و دل!


دیگه مطمئن بودم اگه دوباره ببینمش حالم تغییری نمی کنه

و برام منطقیه، اما بازم اشتباه کردم. خدا رو صدهزار مرتبه شکر که مغروره

اگه این غرورشو نداشت تا حالا نابود شده بودم،

ولی همین غرورش کمکم کرده تا دوام بیاورم

 ولی موفق نشدم.

پروانه ای که بی شک دیگر هیچ گلی را نخواهد بویید.



تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 21:32 | نویسنده : سامی |
 
دلتنگتم از ديروز شروع شد كه ديدمت بدجوري ريختم بهم
 
خيلي افتادي چهرت قبلنا خيلي شادتر بود
 
خيلي سرحالتر بود....
 
چه روزايي كه انگار دنيارو بهم ميدادن وقتي تو رو ميبینم
 


تاريخ : شنبه دوم فروردین 1393 | 21:27 | نویسنده : سامی |
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

دیدی...

 مردونه ازعشقت...

 دس برداشتم ولی خیلی...

 ضربه خوردممم خیلییی ....



تاريخ : پنجشنبه هشتم اسفند 1392 | 16:56 | نویسنده : سامی |

 

 

دیگران را ببخش، نه به خاطر اینکه لایق بخششند،


به خاطر اینکه تو لایق آرامشی !



تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 | 10:3 | نویسنده : پریسا |

ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﻧﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ، ﻗﺎﻧﻮﻥ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺍﺳﺖ!

ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻨﮓ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺗﻨﮓ
ﺷﻮﺩ..

ﺩﺳﺘﺎﻥ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ"

ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ..

ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺩﺍﺷﺘﻪ

ﺑﺎﺷﯽ...

ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺍﺷﮏ ﻣﯿﺮﯾﺰﯼ "ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ" ﺑﺮﯾﺰﯼ....!
 
 


تاريخ : سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 | 9:58 | نویسنده : پریسا |